تبلیغات
نـــــوشتـه های مــــــــن - پــــنــــج وارون
 
نـــــوشتـه های مــــــــن
 
 
بازی آنلاین

خواهر کوچکم از من پرسید:"پنج وارانه چه معنا دارد ؟!"

من به او خندیدم...

کمی آزرده و حیرت زده گفت:"روی دیوار و درختان دیدم"
...
باز هم خندیدم ...

گفت:"دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مریم میداد"

آ نقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید...

بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم :

 بعدها وقتی غم. سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان می فهمی :

" پنج وارونه چه معنا دارد "




نوع مطلب : شعر و شاعری، 

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 11 فروردین 1390 :: توسط : حمید
درباره وبلاگ
هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال می كند
هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏
آن وقت من اشتباه می كنم و او
با اشتباه های دلم حال می كند.
دیروز یك فرشته به من می گفت:
تو گوشی دل خود را بد گذاشتی
آن وقت ها كه خدا به تو می زد زنگ
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی؟!
یادش به خیر
آن روزها
مكالمه با خورشید
دفترچه های ذهن كوچك من را
سرشار خاطره می كرد
امروز پاره است
آن سیم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره می كرد.
×××
با من تماس بگیر ، خدایا
حتی هزار بار
وقتی كه نیستم
لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار

مدیر وبلاگ: حمید
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
جستجو