تبلیغات
نـــــوشتـه های مــــــــن - ...
 
نـــــوشتـه های مــــــــن
 
 
بازی آنلاین

دشتهای آلوده ست

در لجنزار گل لاله نخواهد روئید



در هوای عفن آواز پرستو به چه كارت آید ؟

فكر نان باید كرد

و هوایی كه در آن

نفسی تازه كنیم



گل گندم خوب است

گل خوبی زیباست

ای دریغا كه همه مزرعه دلها را

علف كین پوشانده ست



هیچكس فكر نكرد

كه در آبادی ویران شده دیگر نان نیست

و همه مردم شهر

بانگ برداشته اند

كه چرا سیمان نیست

و كسی فكر نكرد

كه چرا ایمان نیست



و زمانی شده است

كه به غیر از انسان

هیچ چیز ارزان نیست .


حمید مصدق



نوع مطلب : شعر و شاعری، 

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 18 فروردین 1390 :: توسط : حمید
درباره وبلاگ
هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال می كند
هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏
آن وقت من اشتباه می كنم و او
با اشتباه های دلم حال می كند.
دیروز یك فرشته به من می گفت:
تو گوشی دل خود را بد گذاشتی
آن وقت ها كه خدا به تو می زد زنگ
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی؟!
یادش به خیر
آن روزها
مكالمه با خورشید
دفترچه های ذهن كوچك من را
سرشار خاطره می كرد
امروز پاره است
آن سیم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره می كرد.
×××
با من تماس بگیر ، خدایا
حتی هزار بار
وقتی كه نیستم
لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار

مدیر وبلاگ: حمید
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
جستجو